چراغ قرمز عابرین پیاده


چراغ قرمز عابرین پیاده،

جهان برای چند دقیقه ایستاده،

تو در کنار یک تناسخ عشق

که دزدکی به روی خرمن مویت نگاه می پاشد.

و از شمارش معکوس روبرو دلگیر است.

چراکه باز در پایان

همه لبریز می شوند از رفتن.

"

سلام

منم! خدای عشق!

بگو به من که آیا

طنین گرمای دست همسفرت را

که لابلای دست های تو لانه کرده می فهمی؟

و یا صدای پای خسته یک نگاه عاشق را

به پرسه در حوالی کوچه های چشمانت؟

نگو به من که هنوز

لبت به همراهی سرخ لبان همسایه

میان دو وعده نگاه، نرفته مهمانی

به صرف قهوه ناب و فعل بوسیدن.

نگو به من که هنوز می خندی

به تکرار بی دلیل "دوستت دارم".

بدان تمام معجزه ات چند سطر لبخند است.

برای همسفری آزرده

که زیر نور قرمز هلال لب هایت

به قلب نازترین رویا می تازد.

به قلب حادثه عشق!

عزیزم! دلت گرفت؟

از این همه گناه پشیمانی؟

از این چراغ قرمز عابرین پیاده

هنوز چند ثانیه مانده

بیا و در این لحظه های پایانی

روبگردان و با چشم بوسه بارانش کن.

"


8 اسفند 1388

/ 7 نظر / 9 بازدید
عباس

عالی بود مهدی.عالــــــی.دلم میخواد چند بار دیگه بخونمش.این سری که دیدمت باید تک تک جملاتش رو از دید خودت واسم توضیح بدی..عالی بود

ٍسحر

خیلی خشگل بود مهدی. گو آن من! [چشمک]

Nazanin

mehdii, ghashang boood, eyvaaal

زهرا

اخه از کجا میاری این تصوراتت رو؟! آفرین!

فاطمه

"تو در کنار یک تناسخ عشق که دزدکی به روی خرمن مویت نگاه می پاشد. و از شمارش معکوس روبرو دلگیر است." چه آرامشی داره این شعر...مرسی من با این آهنگی که میخونمش اینطوری قشنگتر میشه: "تو در کنار یک تناسخ عشق که دزدکی به روی خرمن مویت نگاه می پاشد. و از شمارش معکوس روبرو دلگیر "

زهره

سلام دوست خوبم قشنگ بود لذت بردم شاد شاد باشی [گل]

یکی از همین پشت چراغی ها

کاش همه ی این احساسات ماندنی بود کاش رو بر می گرداند و ...دلم را برایش ارزانی می کردم....... ......موفق باشی