از آن لبخندها

 

دیشب

که تمام مردم دنیا

یا خواب بودند و یا از گرسنگی بیدار

تو در آغوش من

من در ارتفاع تو بودم

 

بهشت شان

از آن بالا

چقدر کوچک به چشم می رسید

خندیدم و گفتم:

موهایت را باز کن

بیا روزگار خدا را سیاه کنیم.

 

سکوت

و فقط لبخند

از آن لبخندها

که "بوسه ی واجب" دارد.....

 

/ 6 نظر / 13 بازدید
مهدیه

حبذا...

الهه

آفرین.زیبابود.

arash

خیلی زیبا و دوس داشتنی مینویسی...من که خیلی حال میکنم...فقط یکم دیر آپ میکنی![لبخند][گل]

عليرضا

سلام بسيار زيبا و لطيف سروده ايد مصرع هائي عاشقانه و پيوندي عارفانه بين يار و « دار »

بهار

اینم قشنگه غلظتشم خوبه :)