سردرگمی


بر نرم نرم پای بی حرارت بالش

بر کنج شانه های سرد یک دیوار

سر می نهم این روزها و دستت را

ای "یاد دست های گرم" از سرم بردار

/ 7 نظر / 6 بازدید
زهرا 85

خیلی عالی!! مخصوصا 2 بیت آخر

فاطمه

اي ياد دست هاي گرم... عالي

احسان

خیلی زیبا، عالی

Nazanin

ghashang bood :)

بامی

وای ژسرف من این رو ندیده بودم تا الآن. خیلی قشنگ بود مهدی, جدا عالی بود. مخصوصا بیت دوم...

سحر

ببین پسر!!!! تو یه چیزی میشی. خیلییییییییی قشنگ و بااحساس بودف خیلی

نگاه

با نظر سحر موافقم مهدي من خودم 16 سال هست كه مي نويسم و خيلي ها رو ديدم و خوندم و باهاشون حرف زدم ولي تا حالا نديده بودم يه نفر اينقدر با احساس بنويسه واقعا مي گم دارم از ذوق مي ميرم موفق باشي عزيزم