سفر


سفر عقربه تا لحظه بعد

سفر ثانیه ها سمت سکوت

سفر گیس به همراه ترن های نسیم

سفر سرخ خجالت پی تصویر شما

سفر معجزه ای تیز به اعماق دلم

سفر قاصدکی سمت خدا

حاوی نامه "عاشق شده ام"

سفر دلهره تا آخر قلب

و تصادف، آنجا.

سفر کودک عشق

روی خطی های نگاه

و ناگاه

سفرم سمت شما

سوی تب دارترین لحظه ادراک پذیر

سوی شهریور آغوش شما


18 اسفند 1388

/ 9 نظر / 5 بازدید
مجتبی

سلام حدود 23 بار خوندم ولی اصلا نمی فهمم عجیب اینه که بازم دوست دارم بخونم عجیب تر اینجاست که نمی دونم چرا دوسش دارم اولین باریه که چیزی رو میخونم که نمی فهمم ولی خوندنش آرومم میکنه.عجیبه

ارشک

اين قبليه راست ميگه کاملا، باورنکردنيه اين کلمات اينطوري کنار هم چيده شدن Great one

فاطمه

"سوی شهریور آغوش شما" خیلی خوب...سیر شعرا رو که نگاه میکردم دیدم تقریبا تمامش صعودیه.تبریک:)

عباس

مجتبی راست میگه مهدی.چرا این و گفتی مهدی؟ تو چه حسی بودی؟ دلت از چی گرفته بود برادر؟[گل]

ye dust

Kheili khub bud. omidvaram betuni edamash bedi.

میشناسیمت

عالیه... ... از احساسات غیر فنی ات که استفاده می کنی خیلی خوب می نویسی....اصلا بهت نمیاد. سخت باشی.....[نیشخند]

علی

دوش آگهی ز يار سفرکرده داد باد من نيز دل به باد دهم هر چه بادا باد

شیرین

دلم تنگت شده مهدیییییی !!!

مرضیه!

لایک