منظومه آدم و حوا - اپیزد اول


زد خدا تنبور و عشقی ساز کرد

رقص ناهید و زمین آغاز کرد


آدمی را از دل و گل آفرید

شور عشقی در درون او دمید


عشق را در دامن حوا نهاند

ناز و غمزه در وجودش پروراند


پچ پچی در آسمان ها شد به راه:

"دختری آمد به زیبایی ماه


کیست کاو نیکو رخ و نیکو سرشت

خنده ها شیرین تر از نهر بهشت،


با نظر آدم کشد او بر صلیب،

دل برد از آدمان با عطر سیب؟"


او که از جوی جفا نوشیده بود

رخت بی رحمی به دل پوشیده بود،


موی مژگان را چو تیری تیز و سخت

زد به قلب آدم شوریده بخت


آدمی را کشت و یک لبخند زد

با نگاهی بر دلش صد بند زد


عشق همچون کولیان دوره گرد

سرزده در قلب آدم خانه کرد


آدمی دل بر رخ حوا ببست

آدم دیوانه زیباپرست

.

.


ادامه دارد ....


/ 6 نظر / 8 بازدید
بامی

مهدی اینو که قبلا بهت گفتم، این آدم و حوات عااالیه. تازه دل همه بسوزه، ماها یه خورده بعدتر از این رو هم شنیدیم... :دی

احمد

آقا بی نظیره اون بقیش رو که بامداد میگه رو هم که من این روزا هی با خودم تکرار می کنم

امیر

آدم دیوانه زیبا پرست

مجتبی

خیلی عالییی.خیلی.میشه خوند اینو؟:دی

فرشاد

زیبا است.

یکی

سلا واقعا زیبا بود. اگر میشه بقیشو هم بذارین