رستگاری یک شاعر


امسال

سال دیگریست

هفت سین نمی خواهم

اینبار

برای برکت سفره ما

یک عدد شما کافی است

یک عدد شما که می ماند

در فضای بی سرنشین سینه ما

یک عدد شما که می داند

سخت است بی حضورش این ثانیه ها

غصه رفت

قهر رفت

حادثه رفت

هرچه ماند یک سلام دیگر بود

یک سلام ناز بی پروا

کنج این لحظه های اضطراب آلود

تا خدا راه، چند کوچه

در هجوم گونه ای نادر

نام امسال را بگذارید

سال رستگاری یک شاعر


ساعتی قبل از تحویل سال 1389

/ 8 نظر / 4 بازدید
ارشک

Brilliant, I just don't know what to say :) Perfect

احسان

عالیییی، فوق العاده عادت به تعریف ندارم، اما این شاهکار بود

ٍسحر

ای بابا! اینم خشگل بود که [چشمک] حالا بگو ببینم این شما کیه؟ [نیشخند]

مرضیه!

آفرین!‌

بامی

خوب خوب خوب. از یوژوآل...

مجتبی

قشنگ بود.مرسی.

chocolate!

خوش به حالت که لحظه ی قبل سال تحویل رو با ذوق شروع کردی..امیدوارم این ذوق و هنرت تو سال جدید نه تنها کم نشه.که زیادترم بشه.....