عشق، واکنشی گرماده


ظرف بی تاب زمان

من ِ آغشته به تو

و خدا قاشق تقدیر به دستش

همه را هم می زد.

شعله نازک احساس به ذرات وجودم که نشست

وقت برهم کنش من با تو

وقت تغییر به آرایش "ما"

وقت تبدیل به این ذره بی همتا شد.

وای از عشق،

وای از این واکنش گرماده

وقت این ما شدن هستی بخش

چاره جز سوختن من ها نیست


10 بهمن 1388


/ 16 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mreza

سلام خيلي قشنگه. چند بار خوندمش با اينكه چيزي از وزن شعر حاليم نيست اما به نظرم آهنگ آخرش به اولاش نمي‌خوره! (لبته اين نظر منه) تو هم بيا تو پناهگاه!

سحر

مهدییییییییییییییییییییییی مهدیییییییییییییییییییییییی مهدیییییییییییییییییییییییی خیلی عالی بود پسر! خیلی دوس داشتم. همشو!!!!!

samz

فکر نمی کردم اهل شعر شیمی هم باشی :) good job...really nice

بهزاد

بهترین پست وبلاگت جملات لاکپشتی 2 بود. زیبا بود.

ارشك

خیلی قشنگ بود مهدی، من كه معتقدم شاعري ذاتيه، تبريك ميگم You have the gift

میثم

بین شعرات ازین یکی خیلی خوشم اومده... من آغشته به تو...

عباس

مهدی یادت باشه این سری که دیدمت چند بازی بزنم تو سرت..مردک جلو ما از این حرفا بلد نیستی بزنیا[گل][نیشخند]

زهرا

واااااااااااااااااااااااااااااااااای!!! خیلی عالی!!!

مجی جون

سلام علیکم و رحمه الله و برکات احسنتم احسنتم مرحبا مرحبا تبارک المهدی احسن الشاعرین

احمد کاویانی

آقا من تازه الان اینجا رو کشف کردم، بسیار بسیار عالیه