در جستجوی زمان از دست رفته

 

تو کودک ابر و آفتابی

که از مادرت نور

و از مادرت لطافت را...

 

تو کودک تقارن دو رویایی

که یکی

چنگ زده به تشبیه موهایت

چو دشتی وسیع که مشغول نازبازی باد...

و یکی

خنده های دخترک رعد

که برای فانوس افسرده ی این خانه

قصه ی روشنایی صبح را می خواند...

 

17 خرداد 92

/ 2 نظر / 18 بازدید
مریم.ح

"نازبازی باد" ... چه خوب:)

فاضل

محبوبِ من، به دنبال معجز ه ایست درمن تا که ایمان بیاورد حیف، نمی داند این واژه ها... که با دیدنش به شعر تبدیل می شوند و حجم این دلتنگی که از نبودنش، سرریز میکند معجزه من است چه معجزه ای بزرگتر از وسعت تنهاییم