لاک پشت پیر

 
می روی و نمی روی
نویسنده : لاک پشت پیر - ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱۱
 


برکه ی چشم خیس من، عکس نگاه ماه تو

باز تپید در دلم حادثه ی نگاه تو


ناز شدی برای من، پرت شدم به عاشقی

وای از این گناه من، وای از اشتباه تو


ناز شدی برای من، ساز زدم برای تو

قطعه ی بی قراری از گوشه ی دستگاه تو


باز دوباره نیمه شب حال دلم خراب شد

ذهن و عبور دائم از خنده ی گاه گاه تو


می روی و "نمی رود نقش تو از خیال من"

باز نشسته منتظر چشم دلم به راه تو


11 بهمن 1389



 
comment نظرات ()