لاک پشت پیر

 
از آن لبخندها
نویسنده : لاک پشت پیر - ساعت ۳:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٩
 

 

دیشب

که تمام مردم دنیا

یا خواب بودند و یا از گرسنگی بیدار

تو در آغوش من

من در ارتفاع تو بودم

 

بهشت شان

از آن بالا

چقدر کوچک به چشم می رسید

خندیدم و گفتم:

موهایت را باز کن

بیا روزگار خدا را سیاه کنیم.

 

سکوت

و فقط لبخند

از آن لبخندها

که "بوسه ی واجب" دارد.....

 


 
comment نظرات ()