لاک پشت پیر

 
دست کم یک کشته
نویسنده : لاک پشت پیر - ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧
 

 

اشتباه سوزن بان

باز

حادثه آفرید.

من

با تو برخورد کردم

و از ریل

خارج شدم.....

 


 
comment نظرات ()
 
 
تخمیر
نویسنده : لاک پشت پیر - ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥
 

 

بس نیست .... این همه....

میان خمره ی خواستن

به تنهایی؟

مگر عزیز

شراب چند ساله می خواهی؟!



 
comment نظرات ()
 
 
بی بند و باری
نویسنده : لاک پشت پیر - ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤
 

 

خدا

در تو ندمید

بوسیدت

و از عشق بازی تان

من متولد شدم ....



 
comment نظرات ()
 
 
و لله الاسماء الحسنی ....
نویسنده : لاک پشت پیر - ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤
 

 

به آنان که

به شوریده حالی ات می خندند

بگو

اگر راست می گویند

یک آیه مانند چشمانش بیاورند.


 
comment نظرات ()
 
 
گزارش یک آدم ربایی
نویسنده : لاک پشت پیر - ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٢
 

 

من بودم و

گرگ و میش چشم هایت و

اتوبانی که به "ما" نمی رسید

 

در چشم هایم پناه می دادم 

آن چند تار  ِ

فراری از سربازخانه های روسری را

 

و لبخند نازل می کردی

آیه هایی مشکوک

که در تفسیرش مانده ام

هنوز هم....

 

نگاهت که اتفاق می افتاد

بوی بوسه که می گرفت هوا

شیشه ها را پایین می کشیدیم و باد

پادرمیانی می کرد

 

صبح

در التهاب صدای خنده ات

گرم....

و ما می راندیم

در اتوبانی

که به ما نمی رسید.

من تو را انکار ....

تو خودت را....

عاشقانه ی مخوفی داشتیم ....

 

22 مهر 90

 


 
comment نظرات ()
 
 
اکسپکتو پاترونوم
نویسنده : لاک پشت پیر - ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۸
 

 

لبخندزنان که می روی

کودکی در من

مادرش را می خواهد....

دنیایش را..... خدایش را

 

لبخندزنان که می روی

من

از دنباله ی لباست

آغاز می شوم

 

من

و " نگران نباش .... برمی گردد" ها

من

و " آرام ....

روزی می بوسیش

اما شاید

نه در این دنیا"

من

و آن دیوانه ای

که در من

خودش را به دیوار می کوبد

من

و برچسب خنده ات

بر لحظه های من

تا دور ..... تا ابد

 

پناهم به اشک و شعر و ساز

اشتباه بود ....

جان من!

دلی که حرف نگفته دارد،

می گندد....

 

باید روبروی معشوق ایستاد

قبل از اینکه طلسم چشم هایش اثر کند،

بوسید و فرار کرد

 

18 مهر 90

 


 
comment نظرات ()
 
 
درد مشترک
نویسنده : لاک پشت پیر - ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧
 

 

حرام زاده ایم ..... از بیخ

گویی

پدرمان

"آدم"

نبوده است....

 


 
comment نظرات ()
 
 
یک قاشق شکر
نویسنده : لاک پشت پیر - ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧
 

 

راستش را بگو

در زندگی قبلی ات

یک لیوان شیر نسکافه ی داغ نبودی؟

تلخ ِ شیرین....

گرم و خواستنی....



 
comment نظرات ()
 
 
مشکین تاژ
نویسنده : لاک پشت پیر - ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۳
 

 

کسی

گیسوی تو

و روزگار مرا

اشتباهی

با هم شسته است.....

 


 
comment نظرات ()
 
 
نیمرخ
نویسنده : لاک پشت پیر - ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۳
 

 

ممنونم بانو

 

دومین فنجان قهوه

باشد برای فردا شب 

 

با همین یکی

تا صبح بیدارم و 

شعر می گویم

 


 
comment نظرات ()
 
 
هر روز و هر روز و هر روز من
نویسنده : لاک پشت پیر - ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۱
 

 

این لبخند گیرا

این طنین سحرآمیز

این چینش بی نظ.... - چه می گفتی؟

 


 
comment نظرات ()
 
 
سوپرانو
نویسنده : لاک پشت پیر - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٧
 

 

ای متولد حنجره ی آبشارها

بی تو

موسیقی باران دیشب

بی کلام بود....


 
comment نظرات ()
 
 
در این فریم های آخر
نویسنده : لاک پشت پیر - ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٤
 

 

نه شما

در آغوش من

قرار...

 

و نه من

بی شما

به قرار....

 

دلم

حوضی کوچک

که چندی است

کودک آرزو

در آن

به آب افتاده و

دست و پا می زند

از سهل انگاری

بزرگ تر های عقل

 

دست بجنبان عزیز

یا با لبخندی

سرش زیر آب کن

یا با لبخندی

نجاتش بده

 

4 مهر 1390

 

 


 
comment نظرات ()
 
 
بکارت
نویسنده : لاک پشت پیر - ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢
 

 

لبخند

ترکی باریک

بر پیکر شفاف احساس

و بوسه

وقوع سهمگین یک شکستن است

 

بی هوش می شوی....

و چشم که باز می کنی

یا امان اشک را بریده ای

و یا در گوشه ی غم افزای دستگاهی

سرگردان....

 

تکرار "دوستش دارم"

تکرار "دوستش دارم"

تکرار "دوستش دارم"

 

انکار "دوستش دارم"

انکار "دوستش دارم"

انکار "دوستش دارم"

.

.

.

تا شاید جانی دوباره

زیر پتک بوسه ی بعدی....

با تزریق وریدی چند سی سی "شکستن"

 

هزار پاییز دیده

تنش هزار بار

زیر سم سپاه باد...

کودکانش را دزدیدند

خانه اش را آتش زدند

اما باز

امیدوارانه

تن می دهد به بهار بعدی

درخت عاشق است....

 

2 مهر 1390

 


 
comment نظرات ()