لاک پشت پیر

 
بر باد رفته
نویسنده : لاک پشت پیر - ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٤
 

 

باد

هرچه بافته بودم را.....

 

آغوشت

حرای کوچک من

نه چهل روز

به دمی پیامبر می سازد

و من

ماه را که نه

شب را دو تکه..... می بافم

 

از اشکی که نمی چکد

با لب هایم رستگار می شوم

از بادی که نمی وزد

چشم هایت را نشانه می روم

 

ما قهرمان دستانی

که برگ آخرش را

باد برده است....

 

14 اسفند 90

 


 
comment نظرات ()